مدح و شهادت حضرت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
ای چشمهسار بخشش و ایثار و جودها ای ابــتـدای رشـتــۀ بــود و نـبــودهـا خلق جهان، به امر خدا شد به خاطرت سر مـنـشأ کـرامـت و بذلی و جـودها معیار قرب و دوری حق از ولای توست معنی گـرفـتـه با تو فـراز و فـرودهـا سمت نگاه تو که مسیری است تا خدا رمـز تــقـربِ هـمـه اهـل سـجــودهــا نـامـت که در مـیـانـۀ هـر بـیـتی آمـده شد افـتـخـار جـمـلۀ شعـر و سـرودها سر رشتۀ تمامیِ دلها به دست توست با مـهـر تو تـنـیـده همه تـار و پـودهـا قـدر تو را ولی هـمگـان نـا شـناخـتـند تا جرعههای کـینه نصیب تو ساخـتند در پـیچ و تاب حـادثـهها مـبـتلا شدی تا لحظهای که کـشتۀ زهـر جـفا شدی در عمر کوتهت که نه چندان بهار دید با هر خـزان و رنج و جـفا آشنا شدی در بیکسی و غربت تو این سخن بس است حـتـی مـیـان خـانـه اسـیــر بـلا شـدی با همسری که همدم و یارت نبوده است هر لحظه با غـمِ دل خود همنـوا شدی تا شعلههای زهر غمش بر جگر نشست درد آشـنـای سـوز دلِ مـجـتـبـی شدی جان با لبـان تـشـنه بـدادی به بیکسی تا زاین جهت چو کـشتۀ کربـبلا شدی از داغ تو شـراره به قـلب فـلک فـتاد جانم فـدای غربتت ای حضرت جواد مـعـنـا گـرفـته قـرب خـدا با نـگـاه تو بـاشد تــمـام اهـل جـهـان در پـنـاه تـو آن خالقی که خلق دو عالم نموده است فـرمـوده آفـریـنـشِ خـود بـا گـواه تـو ماندی غریب از چه به شهر و به خانهات با آن که بوده خـیل مـلک از سـپاه تو وقتیکه خونجگر شدی از زهر همسرت سر زد تمام غربت و غـم در نگاه تو بر بـیگـنـاهـیِ تو شـهـادت دهـد خـدا بر هر دلی ز داغ تو محـنت دهد خدا |